پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - اينترنت و هويت اسلامى - قلی پور منصوره
اينترنت و هويت اسلامى
قلی پور منصوره
امروزه به اينترنت به عنوان ابزارى كه قواعد اساسى حاكم بر جهان سياست ثروت و تبليغات را دگرگون كرده نگاه مىشود و با تبديل شدن به يك پديده جهانى و فراگير، تهديدهايى را بر كشورهايى كه از آن نشأت يافته، تحميل كرده و بسيارى از تحولات و دگرگونىها را در سطوح مختلف به وجود آورده است.
در اين جهان به خصوص، موازين تشكيل دهنده آن با موازين جهان واقعى مشابه آن كه به تجانس و همگونى شهرت دارد، متفاوت است. اين جهان موازى و فرضى هر فرد را با خانودهاش در مقابل جهانى قرار مىدهد كه تمامى انديشهها و مذاهب و نحلههاى فكرى بر وى گشوده و در دسترس او مىباشد و اين خود در افزايش صعودى نقش اجتماعى و تربيتى و كاهش اقدامات توصيهاى مؤثر بوده و در ايده وحدت رأى، خلل ايجاد كرده است.
اساسىترين توصيف و تعبيرى كه مىشود درباره اينترنت مطرح كرد، »كشف« است كه در واقع به كشف چشم اندازهاى آگاهى گروهها با تمامى گونهها و رنگهاى آن منجر شده است.
در حالى كه يك فرصت تاريخى براى انتشار پيام اسلام به جهان فراهم شده ديده مىشود كه رنگها و گونهها و كلاً نقشه آگاهى آن از طريق شبكه و پايگاههاى اطلاعاتى پديدار شده و از اين رو فهم اينترنت به عنوان يكى از اشكال حقيقت امكانپذير شده زيرا بروز و تجلى آن در سطح ديد عمومى نسبت به جهان موازى صورت مىپذيرد و از اينجا است كه ما پس از تقسيم شدن آگاهى به دو بخش واقعى و خيالى، به عمق مفهوم جهان فرضى پى مىبريم.
آغاز چالشها
چالشها با اينترنت از آغاز دهه ٩٠ و از طريق گروههاى دانشجويى مسلمان در امريكا با هدف اطلاع يافتن از شبههها و پاسخگويى به آنها آغاز شد و با افزايش و تنوع يافتن سايتها فرصتها براى تأمل در چگونگى رابطه مسلمانان با اينترنت به وجود آمد. همچنين تنوع سايتها خود بازتابى از اختلاف سطوح آگاهى از اين تكنولوژى جديد و محدود شدن اولويتها براساس آن بود. علاوه بر اين چالش مذكور نمونهاى منحصر به فرد از تعامل نزديك مسلمانان با عصر و زمانه را به تصوير مىكشيد. لذا تنوع بخشى پيام اسلامى به صورت غير متجانس در كيفيت تعامل با زمان و جدال دنيا و آخرت در موازات آن تجلى يافت.
در زمانى كه اينترنت به عنوان محصول نوسازى در تفكر غربى به شمار مىآيد، مىبينيم كه جريانى خاص از اسلامگرايى (سلفىگرايى) بر مقايسه عصر كنونى به منظور نزديك شدن به زمان آخرت با محاسبات دنيوى تكيه كرده و ظهور اينترنت را در كنار علامتهاى ديگرى از قبيل شيوع زنا و ربا و دروغ از نشانههاى آخر الزمان مىپندارد.
از اين ديدگاه، تبديل شدن جهان به يك دهكده كوچك جهانى در تفكر معاصر، از نتايج و اثرات جهانى شدن به شمار مىآيد و خود اين تحول دليل واضحى بر اين است كه در آخر الزمان هستيم و قيامت كوچك بر پا شده و تا قيامت بزرگ چيزى ديگر باقى نمانده است.
در همين حال، برخى ديگر بر اين عقيده بودند كه جدال دنيا و آخرت در تعامل با پديدههاى زمان به نوعى چالش بين مؤمن و كافر تبديل شده و اينترنت براى مسخ هويت اسلامى به وجود آمده، ولى بسيارى از طالبان علم و دانش ورزان توانستهاند كه اين اسلحه را عليه دشمنان خدا به كار گيرند. اين در حالى است كه در انديشه معاصر از امكان وجود شرايط ارتباطات اينترنتى و در نور ديدن مرزهاى مكان و زمان سخن گفته مىشود.
در برابر اين ديدگاه چالش و منفى، ديدگاه ديگرى وجود دارد كه ابعاد جهان موازى را درك كرده و معتقد است كه اينترنت يك زمينه و يك كانال و يك فرصت است كه از طريق آن مىتوان با جهان واقعى رابطه برقرار كرد و با پرهيز از هويتهاى مشكوك اينترنتى و تبيين حلال و حرام در اينترنت و تأثير آگاهى بر تصوير و غلبه تكنولوژى بر عقل با آن به تعامل پرداخت.
با اين حال، يك نكته قابل ذكر است كه اين ديدگاه با تمام اختلافاتى كه با ديگر عقايد دارد، بر ضرورت اينترنت اسلامى اتفاق نظر داشته، بلكه آن را با عنوان فريضهاى دينى و تبليغى مىداند كه واقعيت موجود، ضرورت آن را حتمى مىسازد. از همين رو برخى از علماى عرب انفاق در خصوص آن را از محل كمكهايى كه اصطلاحاً فىسبيل الله صورت مىگيرد، جايز شمرده و حتى برخى آن را از مصاديق جهاد با مال و دارايى دانسته و عدهاى ديگر هم معتقدند كه اگر مسلمين از مبارزه مسلحانه با كفار ناتوان هستند، حداقل قادر خواهند بود با استفاده از يك شبكه با آنان كار و زار داشته باشند و اين به معناى آن است كه مسلمانان از اين سؤال هميشگى كه »آيا جايز است« عبور كردهاند در عين حال اين عبور در مقابل آنچه كه در ديدگاه تبليغات سنتى، به عنوان ضرورت پاسخگويى به اباطيل و شبهات مطرح مىگردد، نتيجه آگاهى كافى نسبت به زمان به نظر نمىرسد.
اين مفهوم - اگر چه بسيارى بر آن اصرار داشتهاند - تا حد زيادى كيفيت تعامل را تفسير كرده و اولويتهاى تبليغ پيام اسلامى را مشخص مىكند. بنابراين در خصوص مفهوم اباطيل كه پاسخ به آن واجب شمرده مىشود، براساس مرجعيت هر گروه، اختلاف نظر وجود دارد. بعضىها اباطيل را منحصر به فرقهها و اديان مىدادند، در مقابل نيز برخى ديگر آن را شامل اختلافات مذهبى مىدانند و ايجاد سايتهاى تبليغى براى گسترش علم سلفى را نيز لازم مىشمارند.
تعاملها با اينترنت
رويكرد اسلامگرايان در داخل شبكه اينترنت به تصورات آنها از اين پديده بستگى دارد و نوع ورود به آن، صرف نظر از آنكه به رويكردها و انتخابهاى ديگر منجر مىشود از يك نظر به اعتبار آنكه وسيلهاى براى دعوت مسلمانان به سوى خودشان مىباشد، اهميت پيدا مىكند و از بعد ديگر به عنوان ابزارى براى انتشار افكار و آثار و عقايد و از بعد سوم نيز به عنوان راهى براى آگاهى و رهايى از قيود سياسى به شمار مىآيد كه در واقع آزادى را به عنوان آرزويى كه از آن محروم بودهاند، براى آنان فراهم مىسازد و در بعد آخر نيز به عنوان وسيله تبليغى آشكار و از بعد رسانهاى اهميت پيدا مىكند. اما اين ديدگاه نسبت به اينترنت كه آن را شبكهاى از اطلاعات مىداند، تا اندازه زيادى بر اقدامات اسلامگرايان سايه افكنده است تا آنجا كه برخى از جريانهاى اسلامى يك پايگاه اينترنتى اسلامى را يك دفتر بزرگ و غنى از اطلاعات اسلامى مىدانند به طورى كه وزارت اوقاف عربستان سعودى به نشست اجلاس وزراى اوقاف در مراكش به سال ٢٠٠١ توصيه كرد كه پايگاه اطلاعات اسلامى را به صورت سايت مشترك اينترنتى كشورهاى اسلامى تأسيس كنند.
اين اصرار در كنار ارزش اطلاعاتى آن، بيانگر غلبه پايگاهها و سايتهاى اينترنتى اسلامى بر كتابهاى اسلامى قديمى و معاصر مىباشد.
در مقابل اين ايده البته هر گروه، مؤسسه يا شخصيت بر آن بوده است كه سايتى اختصاصى براى خود ايجاد كند كه اين خود منعكس كننده ايمان به ضرورت حضور - چه مفهوم رغبت و تمايل نسبت به سير و روند جهانى و چه به عنوان خضوع يا تسليم در برابر فشارها و الزامات و اجبارهاى اين جهان - بوده است و از اينرو يك نكته و ملاحظه در اينجا لازم است و آن فردى و شخصى بودن بيشتر اين پايگاهها و سايتهاى اينترنتى است.
ضرورت و اصرار بر ورود به شبكه جهانى (اينترنت) باعث آن شده است كه تعامل با بسيارى از سايتها با سبكى و نوعى سطحگرايى همراه شده و بسيارى بدون آگاهى نسبت به ابعاد آن يا آشنايى نسبت به سايت خود را در اختيار آن قرار دهند، لذا بعيد نيست كه آن خاصيت تأثيرگذارى متقابل كه مهمترين ويژگى اينترنت است، بين فرستنده و دريافت كننده در خصوص بسيارى از پايگاههاى اسلامى به چشم نخورد. همچنانكه فقدان اين ويژگى، كه از الزامات و ضروريات پايگاههاى نامدار رسمى و يا حتى سايتهاى شخصى و خصوصى به شمار مىآيد، خود به ابزار بحران اين سايتها تبديل مىشود .
اين چشم اندازها شايد ما را به تحليل نوعى شكاف در تعامل اسلامگرايان و مسلمانان با اينترنت وادارد. به اين مفهوم كه درباره اين جهان فرضى، آگاهى و بينش كافى و عميق وجود ندارد و احتمالاً تنها ضرورت و اضطرار است كه آنان را به اين تعامل واداشته است. اگر چه گشودگى و فراهم شدن زمينه آزادى به عنوان آرزوى دست نيافتنى و مفقود بشر را نيز به همراه دارد و اين نيز با وجود محدوديتهايى كه از سوى قدرتهاى سياسى اعمال مىشود، يك غنيمت و ارمغان به شمار مىآيد.
بنابراين، بجاست كه در اينجا به فقدان صفحهاى ويژه براى ارائه ديدگاهها و عقايد و اهداف بزرگترين سايتها و پايگاههاى اينترنتى اسلامى اشاره شود.
تصوير اسلام در شبكه اينترنت
اكنون كه به نظر مىرسد تعامل جريانهاى اسلامى با اينترنت دچار نوعى شكاف است، ضرورت سؤال در خصوص چشماندازهاى اين چالش مطرح مىشود.
تصوير اسلامى كلى ارائه شده در اينترنت هنوز از آن پيام سنتى خود دور نشده و همچنان به ويژگىهاى سنتى خود وفادار است، اگرچه با نامهاى جديد مطرح مىشود.
به نظر مىرسد اين تكنولوژى - كه به آن به عنوان نوعى ابزار بىطرفى و بىتعهدى نگريسته مىشود - تحولات قابل ذكرى در بطن و جوهر پيام به وجود نياورده و تنهاگونههاى جديدى از پيامها را در ظاهر آفريده است. از اينرو ناچار به اين اعتراف هستيم كه پيام اسلامى كلاً به دلايل مختلفى متحول نخواهد شد. شايد نوع رابطه با ديگران و نظر مخالف، دو نقطه مركزى روشن در ثبات پيام باشند و از اين جهت كه در بنيه اين پيام، ثبات و در آگاهى و بينش آن نسبت به جهان جديد و فضاهاى آن ضعف وجود دارد، تعامل با اينترنت همانند فريادى است كه در يك بيابان پهناور بلند مىشود بدون آنكه تحقيق يا پژوهشى در خصوص عموم پايگاههاى اينترنتى وجود داشته باشد يا عوالم آن و فوايد پيام و مقايسه تأثيرگذارى آن درك شود، موضوعى كه به ندرت در تحول يافتگى برخى پايگاههاى اينترنتى به چشم مىخورد كه البته وقتى به اين ضرورت پىبرده مىشود غالباً در شكل فنى و هنرى آن نمود پيدا مىكند.
به هر حال، اينترنت اين امكان را به وجود آورده كه برخى از شواهد مهم كشف شود. شايد بارزترين اين شواهد، مهم بزرگ حضور پايگاههاى سلفى در حاشيه سايتهاى صوفيانه است. هرچند ادعا شود كه رويكرد صوفيانه داراى پيام تربيتى و سلوكى روحانى است و از اين حيث يك پيام عرفانى به شمار مىآيد و نمىتوان به آن پيام اطلاعاتى اطلاق كرد، همانگونه كه ويژگى اساسى يك پيام در سايتهاى اسلامى، بعد اطلاعاتى و تبليغى آن است.
اين حجم بالاى سايتهاى سلفى حتى در سطح اقتصادى در كنار جريان فكرى سلفىگرايى معاصر، با ظهور بحرانهاو افزايش فشار سياسى همزمان شده است.
بنابراين تعامل با اين شبكه جهانى و حفاظت از كيان زندگى در جهان حقيقى ضرورت تجديد نظر سايتهاى اسلامى نسبت به اينترنت و حتى در بعضى موارد اشكال در ديدگاههاى فقهى و سنتى را مطرح مىسازد. به اين معنى كه اينترنت صرفاً يك وسيله و دستاورد انسانى نيست بلكه بايد با آن تعاطى و تعامل داشت، اين موضوع بىطرفانه نسبت به تكنولوژى نيازمند يك مسئله جديد در سطح فلسفى و عملى است و تكنولوژى به يكى از اشكال حقيقت از وجود تبديل شده است و اين به معناى اين است كه تكنولوژى به موضعى انتولوژيك تبديل شده كه هويت فرد و رابطهاش با خود و با ديگران را تحت تأثير قرار مىدهد و به همين دليل از آن به عنوان جهان موازى تعبير مىشود كه در تمامى فعاليتهاى انسانى معرفتى، علمى، اجتماعى، ارتباطى و عاطفى و جنسى وارد شده و چه بسا كه هر آن به جايگزينى براى جهان واقعى تبديل شود. خاصيت »جهان شمولى« آن بخش از جهان فرضى سبب ظهور مفاهيم جديدى شده كه در آن تكنولوژى با وجوه مختلف انسانى آميخته است، همانند عشق الكترونيكى، امپرياليسم اينترنتى و... از همين رو است كه ضرورت بازخوانى در خودشناسى و رابطه با ديگران و كشف هويت در جهانى كه هويتهاى مختلف با هم درآميخته را مطرح كرده و به نوسازى فهم و به كارگيرى »جهانى بودن اسلام« منجر مىشود. همچنانكه ضرورت بحث در راستاى تبلور ديدگاه و زبان پيام جديد از طريق اينترنت را مطرح ساخته و رسالت ارتباطى از طريق اينترنت شبكهاى از ارتباطات را كه به آن شبكه عنكبوتى گفته مىشود، به وجود آورده و مسئوليتهاى مختلفى را در برابر آن الزامى ساخته است.
مهمترين نكته اين است كه رويكرد نسبت به اين واقعيت منفى نباشد و اين موضوع پذيرفته شود كه تأثيرگذارى و آزادى و تقابل افكار از اين طريق در تغيير عقلانيت مخاطبان نقش دارد.
اين نكته علاوه بر آنكه در بعد جهانى مطرح است در بعد داخلى نيز مورد اهتمام صاحب نظران عرصه IT بوده و نقش آن را در دفاع از هويت و مواضع مذهبى بى بديل دانستهاند و در همين حال در خصوص عدم به كارگيرى شايسته آن در اين راستا انتقاداتى را مطرح كردهاند.
دكتر على اكبر جلالى استاد دانشگاه و صاحب نظر در تكنولوژى اطلاعات تأكيد مىكند كه ما در داخل حداقل در سايتهاى خود نتوانستيم از موضع مذهبىمان دفاع كنيم.
به اعتقاد او، رسانهها و سايتهاى اينترنتى و خبررسانى ما در كنار عنوان مطالب اصلى خود بايد مباحث مذهبى را هم مدنظر داشته باشند و به گونهاى عقايد مذهبى مورد نظر به مخاطبان منتقل شود.
اين صاحب نظر در حوزه فناورى اطلاعات و ارتباطات مىگويد: نقش IT در حوزههاى دينى رو به گسترش است و اگر به فعاليتهاى مذهبى مذاهب مختلف جهان در اينترنت توجه داشته باشيم و از نحوه تبليغات و عضوگيرىهاى جديد مطلع باشيم و يا اين كه اگر در جستوجوهاى مختلفى كه در ماشينهاى جستوجوى اينترنت انجام مىدهيم، متوجه مىشويم كه نقش IT در حوزههاى دينى به سرعت در حال گسترش است.
به گفته وى در كشور ايران شهر قم به عنوان يك شهر مذهبى جزو شروع كنندگان اوليه استفاده اينترنت در مسائل مذهبى بوده و هم اكنون نيز يك پايگاه قوى مذهبى از نقطه نظر پايگاه اطلاعات مذهبى در جهان به حساب مىآيد، بنابراين به صورت طبيعى نقش مذهب در حوزههاى IT در حال افزايش است و به صورت محسوس يا نامحسوس عقايد افراد در لابلاى مقالات و سايتهاى اينترنتى و رسانهها ديده مىشود.
جلالى تأكيد مىكند كه بايد بتوانيم مانند ساير افراد جهان كه از IT به عنوان ابزار تبليغ مذهبى استفاده مىكنند، استفاده كنيم. اما متأسفانه در كشور ما درگيرىهاى سياسى مانع توسعه فعاليت مذهبى شده است به همين لحاظ وقتى يك نفر از خارج از كشور با سايتهاى ايرانى برخورد مىكند، اغلب با مباحث سياسى روبهرو مىشود.
دكتر جلالى با بيان اين كه رسانهها و سايتهاى ما بايد به گونهاى در كنار عنوان مطالب خود مباحث مذهبى را هم مدنظر داشته باشد، تصريح مىكند كه در جهان توسعه يافته امروز كه بر مبناى حركت IT و ICT مىباشد و تا سال ٢٠٠٥ هم كه ٨٥ درصد امور بشر نوعاً به اين دو پديده وابسته خواهد شد، بايد دقت كنيم كه از قافله جهانى در كليه زمينهها و از جمله انتشار عقايد دينى كه جزو وظايف يك مسلمان است، غافل نشويم.
به اعتقاد وى، عدم شناخت درست مذهب ما در جهان باعث شده كه متأسفانه جهان، تبليغات منفى عليه ما داشته باشد و طورى شده كه ما نتوانيم حداقل در سايتهاى خود از موضعمان دفاع كنيم.